۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۲
معنای صفات «حَسیب» و «سریع الحساب» و «اسرعُ الحاسبین»!؟

واژه «حَسِیب» از ماده «حِساب» به معنی شمردن و کفایت کردن آمده است. این واژه هنگامی که در مورد خدا به کار می رود، به یکی از سه معنی می باشد: کسی که همه چیزِ جهان را احصاء کرده و از آنها باخبر است، کسی که حساب بندگان را در قیامت رسیدگی می کند و کسی که امور بندگان را کفایت می کند. واژه «حسیب» با «سریع الحساب» و «اسرع الحاسبین» متقارب است. خدا «اَسْرَعُ الْحاسِبِیْن» است؛ یعنی نیازی به حساب کردن ندارد، چرا که تمام اعمال بندگان یکجا نزد او حاضر است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: واژه «حَسِیب» از ماده «حِساب» است و در «مقاییس اللّغه» چند معنی برای آن ذکر شده است: شمردن، کفایت کردن. «حُسبان» به معنای نوعی متکای کوچک و «اَحْسَبْ» به معنی بیماری «پیسی»، ولی در کتاب «التحقیق» تمام اینها به یک معنی باز گردانده شده و آن جستجو برای اطلاع از حال چیزی و رسیدگی به آن است و از آنجا که شمردن، وسیله ای است برای این معنی، همان گونه که کفایت کردن از لوازم و نتائج آن است، در این معانی نیز به کار رفته است.


«حَسَبَ» (بر وزن نسب) به معنی دارا بودن پدران و نیاکان با شخصیت است که می توان آنها را به حساب آورد! و همچنین «احتساب مصیبت» به معنی این است که آن را به حساب خدا بگذارند و اجر الهی بطلبند، و «حُسبان» (بر وزن غُفران) به معنای آتش (صاعقه) و عذاب است؛ زیرا مجازاتی است که بعد از حساب اعمال بعضی از اقوام به آنها می رسد. به هر حال واژه «حسیب» هنگامی که در مورد خداوند به کار می رود، به گفته مرحوم «صدوق» در کتاب «توحید» به یکی از سه معنی می باشد: کسی که همه چیزِ جهان را احصاء کرده و از آنها آگاه و با خبر است و کسی که حساب بندگان را (در قیامت) رسیدگی می کند و به آنها جزا می دهد و کسی که کفایت امور بندگان [را] می کند. (۱)


ولی آنچه از آیات قرآن استفاده می شود این است که این واژه به همان معنی رسیدگی به حساب است؛ زیرا از چهار موردی که این تعبیر در قرآن مجید آمده، حداقل سه مورد از آن قطعاً به معنای رسیدگی به حساب اعمال است.

از اینجا روشن می شود که واژه فوق با واژه «سریع الحساب» و «اَسْرَعُ الْحاسِبِیْن» متقارب است. در این که چرا خداوند به عنوان «اَسْرَعُ الْحاسِبِیْن» توصیف شده است؟ مفسّران تعبیرات گوناگونی دارند. «قرطبی» در تفسیرش می گوید: به خاطر آن است که حسابگری او نیاز به هیچ گونه تفکر و اندیشه ندارد. (۲) «آلوسی» در «روح المعانی» می گوید: به خاطر آن است که حسابِ تمام خلایق را در کمترین مدت می رسد، بی آن که حساب کسی، او را از حساب دیگری مشغول دارد. (۳) همین معنی را مفسّر بزرگ مرحوم «طبرسی» در «مجمع البیان» آورده است. (۴)


در احادیث اسلامی نیز تعبیرهای جالبی در این زمینه آمده است: در حدیثی از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم: «همان گونه که خداوند در یک زمان به همه بندگان روزی می دهد در یک زمان نیز به حساب همه آنها رسیدگی می کند».(۵) در حدیث دیگری می خوانیم: «اِنَّهُ تَعالَی یُحاسِبُ الْخَلائقَ کُلَّهُمْ فی مِقْدارِ لَمْحِ الْبَصَرِ» (۶)؛ (خداوند به حساب همه بندگان در یک چشم بر هم زدن می رسد).

همچنین در حدیث دیگری آمده است: «اِنَّهُ سُبْحانَهُ یُحاسِبُ جَمِیْعَ عِبادِهِ عَلَی مِقْدارِ حَلْبِ شاة» (۷)؛ (خداوند حساب تمام بندگان را در زمان کوتاهی به اندازه دوشیدن یک گوسفند رسیدگی می کند!).


مفسّرانِ دیگر نیز کم و بیش همین تعبیرات را آورده اند؛ ولی حق این است که تعبیراتِ مفسّران هیچ کدام نمی تواند عمق واژه های فوق را بیان کند. در حقیقت باید گفت: اصلا خداوند نیازی به حساب کردن ندارد، چرا که مجموعه تمام اعمال بندگان یکجا نزد او حاضر است! جالب این که امروز کامپیوترهایی ساخته شده که در یک ثانیه چند صد میلیون یا چند میلیارد، حساب ریاضی را حل می کنند! و این نشان می دهد که سرعت حساب در عصر ما به کجا رسیده است! جائی که بشر با تمام ضعف هایی که دارد بتواند از چنین سرعت حسابی برخوردار گردد، حسابگری قادر متعال که توانائیش نامحدود و علمش بی حساب است ناگفته پیدا است.


اصولا آثار اعمال انسان باقی می ماند و تدریجاً متراکم می شود و این خود بهترین وسیله حساب است. درست مثل کارخانه هایی که هر قدر چرخ های آن گردش می کند، شماره می اندازد، یا اتومبیل ها که هر قدر راه می رود، کیلومترشمارِ آن به جلو می رود، برای آگاهی از میزان کار آن کارخانه و این اتومبیل هیچ گونه نیازی به حساب گری نیست، همه چیز روشن و همه چیز حاضر و آماده است. بنابراین از یک سو علم بی پایان خداوند و حضور جاویدان او در همه عالم هستی و از سوی دیگر باقی ماندن آثار اعمال و تراکم آنها سبب می شود که در یک چشم بر هم زدن حساب همه خلائق رسیده شود.


پیامی که این اوصاف الهی «حسیب، سریع الحساب، اسرع الحاسبین» می دهد از یک سو هشداری است به همه انسان ها که کوچکترین اعمال خلاف خود را از نظر دور ندارند و یقین کنند حسابگر اعمالشان خداوندی است که ذرّه ای از اعمال نیک و بد انسان ها از دیدگاه علمش پنهان نمی ماند. فراموشیِ فراموشکاران، گَرد نسیان بر آن نمی پاشد و در یک لحظه زودگذر در قیامت عُظمی به تمام این حساب ها می رسد.
از سوی دیگر درس حسابگری در تمام کارها و زندگی را به انسان می آموزد که در هر کار و در هر چیز، اهل حساب باشند؛ هیچ امری بی حساب در زندگی آنها ظاهر نشود. (۸)


پی نوشت:

(۱). التوحید، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: حسینی، هاشم، جامعه مدرسین، ایران، قم، ۱۳۹۸ ق، چاپ اول، ص ۲۰۲، «۲۹ باب أسماء الله تعالی و الفرق بین معانیها و بین معانی أسماء المخلوقین»؛ همین معانی سه گانه نیز در المصباح(جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، کفعمی عاملی، ابراهیم بن علی، دار الرضی(زاهدی)، قم، ۱۴۰۵ ق، چاپ دوم، ص ۳۲۴، الحسیب الکافی آمده است.

(۲). الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، محمد بن احمد، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۶۴ ش، چاپ اول، ج ‌۷، ص ۷، سورة أنعام، آیات ۶۱ الی ۶۲.

(۳). روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، آلوسی، سید محمود، تحقیق: عطیه، علی عبدالباری، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ ق، چاپ اول، ج ‌۴، ص ۱۶۸، سورة أنعام، آیات ۵۶ الی ۷۳.

(۴). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش، چاپ سوم، ج ‌۲، ص ۵۳۰، المعنی، سوره بقره، آیه ۲۰۲.

(۵). همان، ص ۵۳۱.

(۶). همان.

(۷). همان، ج ‌۴، ص ۴۸۴، المعنی؛ این حدیث در تفسیر نور الثقلین، عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تحقیق: رسولی محلاتی، سید هاشم، انتشارات اسماعیلیان، قم، ۱۴۱۵ ق، چاپ چهارم، ج ‌۱، ص ۷۲۴، سورة أنعام، آیات ۵۰ الی ۶۴ نیز آمده است.

(۸). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ ش، چاپ نهم، ج ۴، ص ۳۸۵.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha